بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است ...
آغاز بهار بر شما مبارک
نوروز ۱۳۹۱
تیم یغمایی موزیک
از وبلاگ یغمایی آهنگ - نوشته ی فرشاد محمدی
*****************************
کوروش یغمایی سبک نوین پاپ را در ایران پایه گذاشت...
و با او صدای واقعی گیتار را شنیدیم.
درکنسرت کیش کوروش همه با پاییز او اشک ریختند :
گرمی دست های من کم شده دست هات رو بده
دست های سرد منو گرم بکن باد پاییز سرده
موسیقی که با نام پاپ به جوانان الزام میشود علاوه بر این که هیچ گونه
ارزش موسیقیایی ندارد در هیچ طبقه بندی و تقسیم بندی جهانی هم نمیگنجد
ولی بدتر از آن این است که ما به عنوان مثال از رسانه موسیقی ترکی استانبولی
را موسیقی ملی خود نشان بدهیم که این مایه شرمساری ماست.
این مشکلات از طرفی به مسولان موسیقی و تهیه کنندگان بر میگردد
که فکری برای این مشکل نمیکنند سمینار نمیگذارند از طرفی هم لاله زاری ها
کوروش را تحریم میکنند!!! بعضی ها تکه هایی از آهنگ های معروف و قدیمی
را به هم میچسبانند و میگویند ما کار پاپ انجام دادیم!!!!!
اما کوروش که خود با قطعه هایی نظیر راز دل و آثار فولکلور خود و همچنین
کنسرت هایی که در سوئد انجام داد باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
آهنگساز موسیقی پاپ در هر کشوری ابتدا باید موسیقی سنتی و بومی خود
را کاملا بشناسد هم چنین با اقسام سبک های موسیقی های معتبر مرسوم در
جهان آشنایی داشته باشد.
بعد از ساختن ملودی با مشخصات فوق کلیه تجهیزات وتکنیک غرب را در خدمت
آواهای محلی و بومی خود قرار دهد
کاری که کوروش یغمایی به انجام این موارد "استاد" است.
امیدواریم که آلبوم ملک جمشید به بازار روانه شود!
به نام خدا
دوست بسیار خوبم ، وحید میراحمد ، عکسی از کوروش یغمایی رو بصورت جالبی ویرایش کرده که در اینجا می تونید این عکس زیبا رو مشاهده کنید .
با تشکر از وحید عزیزم که این عکس رو در اختیار من قرار داد .
برای مشاهده عکس اینجا رو کلیک کنید
به نام خدا
ترانهی اعتراضی اولین حرف، اولین قطعه آلبومه و سرآغاز خوبی برای اون محسوب میشه. غیر ازاین آهنگ، یکی دو قطعه دیگه هم هستند که مضمون جنگ دارن و به نظر شنوندگان این آهنگها جزو بهترین قطعات آلبوم محسوب میشن. چه اینکه بخوایم از نظر موسیقایی و ترانهش بررسیشون کنیم، چه تاثیرگذاریش بر مخاطب در نظر بگیریم. در مصاحبه ای، کاوه خاطرهای از زمان جنگ و صحنهای از محلی که موشک خورده بود رو توصیف کرد و توضیح داد که یه بخش از آهنگ نسل سوخته رو کاملاً تحت تاثیر اون لحظه از زندگیش نوشته. تب صفر آهنگ دیگری است که مضمونی اعتراضی داره و از تنظیم خیلی خوبی هم روی ترانه اش سود میبره .
آهنگهای عاشقانهی آلبوم، هم از سبک خاصی استفاده میکنن که قبلاً کمتر شنیدیم. جاده، با تو و برگرد، سه قطعهای هستند که با حال و هوای رومانس ساخته شدن و برای دوتا از اونها تابحال موزیکویدیو هم ساخته شده. قطعهی جاده، آهنگ زیباییه دربارهی دیداری بیکلام بین دو نفر که هیچگاه تکرار نمیشه و فقط حسرتش بجا میمونه. با تو دربارهی زوجیه که یکی از اونها دیگه حضور نداره و کاوه در اون با (دویلا ، خواننده مشهور کانادائی) همخوانی کرده . ترانهی برگرد، قطعه شعریه که روی آهنگ سروده شده و در واقع به تناسب ملودی، ساخته شده. کاری که اتفاقاً عالی درآمده است.
در کنار اینها قطعات ساده و فریب ، دیگر قطعات آلبوم هستند که ساده با راک با سلیقه کاوه آمیخته شده و نوعی موسیقی جالب برای یک آهنگ عاشقانه هست.
به نام خدا
آقای علی حاجب از دوستان خوب من و از دوستداران خانواده يغمايی عکسی از اتاق خودشان برايمان ارسال کرده اند . درجه علاقه مندی ايشان به سلطان کوروش يغمايی را ميبينيد ديگر قضاوت با شما .

به نام خدا
سلام . کورش يغمايی رو می شناسيد ؟ آره گل يخش حرف نداره .
چرا ما بايد هميشه يک هنرمند را فقط با يک ترانه بشناسيم ؟ هيچ وقت شده کسی در مورد کورش يغمايی حرف زده باشد و نام گل يخ را بر زبان نياورده باشد ؟ قبول دارم که ترانه گل يخ زيباترين اثر کورش يغمای است. تا به حال شده کسی بيايد و بگويد ترانه سيب نقره ای زيبا است ، ترانه مرد خاکستری ( آلبوم کابوس ) ترانه ای زيباست ، آيا ترانه شکار آهو ( آلبوم آرايش خورشيد ) را شنيده ايد ؟ يا ترانه دنياها و فاصله ها ( تفنگ دسته نقره ) را شنيده ايد ؟ همچنين ترانه کوچه(آلبوم ماه و پلنگ ) .
تا به حال شده است که از يک خواننده بيش تر از ۲۰ ترانه را دوست داشته باشد ؟ چرا هرکسی ياد کورش يغمايی می افتد ، فورا می گويد گل يخ . چرا نمی گويد سيب نقره ای ؟ چرا ، واقعاچرا اين چنين است ؟
دو انتقاد دارم از مجله پيام روز . (۱) به چه دليل وقتی نام کورش يغمايی را چاپ کرديد ، حداقل برای يک صفحه با استاد مصاحبه نکرديد ؟ چرا ؟ چون فکر می کرديد دوباره استاد شروع می کند به انتقاد کردن از خواننده ها و موسيقی دانهای اين طرف و آن طرف !
(۲) چرا از ديگر ترانه های استاد حرفی نزنيد ؟ به نظر من تا به حال کسی پيدا نشده که ترانه کوچه را به زيبايی استاد اجرا کند .
چند سال پيش در تلويزيون ترانه کابوس و زاده مهر را شنيدم . به چه دليل آهنگهای ديگر استاد از تلويزيون پخش نمی شود؟ اين در حاليست که در سايت صدا و سيما در قسمت آرشيو موسيقی آن تعدادی از ترانه های اين هنرمند موجود است . و جالب تر اينکه همين سايت صداو سيما چند وقت پيش يک نظر سنجی در مورد خوانندگان پاپ ايران کرده بود که يک نفر از اين افراد استاد يغمايی بود .
خواهش می کنم مرا به بزرگی خودتان ببخشيد اگر يک مقدار بی پرده حرف زدم ولی خواهش می کنم کمی روی حرفهای من فکر کنيد .
قربان هميشگی شما علی حاجب
با سپاس دوباره ار آقای حاجب . در ضمن عکس ارسالی از طرف ايشان می باشد .
(( تيم مديريت وبلاگ ))
به نام خدا
همواره عشق بی خبر از راه می رسد . عشق من به آهنگ های استاد نيز به ناگاه از راه رسيد . سالها پيش که کامپيوتر خريدم يک سی دی پيدا كردم كه تراك آخر آن جند تا آهنگ قديمی ايرانی داشت . يه حال و هواي خاصي داشت.خيلي ساده و آرامش بخش. غم ميون دوتا چشمون قشنگت لونه كرده شب تو موهاي سياهت خونه كرده. طولي نكشيد كه خواننده اش را شناختم.كورش يغمايي. چنان عاشق آن موسيقي و صداي زيبا شده بودم كه چيزي نگذشت كه تمام آلبومهاي استاد را كه در بازار پيدا می شد خريدم و هر كدام رو بارها و بارها گوش دادم . گل يخ ـ پرنده مهاجر ـ آرايش خورشيد ـ كابوس- سيب نقره اي - ماه و پلنگ و تفنگ دسته نقره آلبوم هايي هستند كه من از استاد شنيده ام .البته می دانم كه آلبومهاي ديگري هم هست ولي متاسفانه تا حالا موفق به پيدا كردن آنها نشده ام و الان هم مشتاقانه منتظر شنيدن آلبوم جديد ايشان هستم.به اميد آن روز كه همه ملت ايران قدر اين صدا واين موسيقي ناب ايراني را بدانند.
با تشكر از آقاي بهزاد صادقي به خاطر وبلاگ زيبا و کامل ايشان
محمود حمزه ئيان
بوشهر
6مهر 1383
با سپاس از آقای حمزه ئيان . از لطف شما نسبت به وبلاگ خوشحاليم .
(( تيم مديريت وبلاگ ))
به نام خدا
آن مرد آمد . آن مرد در باران آمد .خوب بخاطر دارم این جمله ها را همیشه در کلاس اول می خواندیم و می نوشتیم . از همان زمان موسیقی برایم فرح بخش بود . هر چه قدر بزرگتر می شدم از آن لذت بیشتری می بردم . داشتم ترانه های زمان بچگی را از خاطر می بردم . دوست داشتم ترانه های نو گوش کنم . دوست داشتم کارهایی انجام که همه فکر کنند بزرگ شده ام ، مثل بیرون رفتن تنهایی ، زیر لب آواز خواندن .
روزی سوار تاکسی شدم ، غرق در افکار خود بودم ، آوای دل انگیزی مرا به خود آورد . ( یک شب گرم و تب آلود ، آمدی از شهر باران ... ) ، به ناگه یاد آن مرد افتادم ، همان که در باران آمده بود ، با اسب ، تا داستانهای تلخ پاییز ، گل یخ و مقاومت میشل را برای ما بخواند . او آمده بود تا صدایش برای ما همدمی تازه باشد . جویای نام خواننده شدم . راننده تاکسی جواب داد ، اسم جالبی داشت ، زیبا و سحرآمیز . نامش کوروش بود ، کوروش یغمایی .
سالها از آن ماجرا گذشت . سال ۱۳۷۲ بود که آلبومی به نام(سیب نقره ای) را دیدم . نام خواننده را که دیدیم همانجا میخکوب شدم . متعجب بودم ، آیا این همان خواننده بود ؟! تصورش هم برایم سخت بود که خواننده ای ۱۵ سال خاموش باشد و به خاطر عشق به وطن صبور بماند . صدا همانگونه دل انگیز و فرح بخش بود گویی از فراز آسمانها می آمد و بر جان آدمی می نشست .
از آن روز ۱۲ سال می گذرد همیشه دلم می خواست تا به گونه ای از این هنرمند عزیز و بزرگوار قدردانی کنم تا اینکه با وبلاگ دوستداران خانواده یغمایی آشنا شدم . تصمیم گرفتم آرزویم را عملی کنم و امروز شادمان از آنم که کمترین کاری که می توانستم انجام دهم یعنی سپاسگذاری با تمام وجود نسبت به آقای کوروش یغمایی عزیز را به انجام برسانم .
آقای کوروش یغمایی عزیز آرزومندم هزاران سال سلامت و شاد با دلی آکنده از عشق به موسیقی و ایران و مردم ایران برای ما بخوانید .
آوای دل انگیزتان به ما مردم ایران امید می دهد و آرام جان ماست .
علی حاجب
با تشکر از آقای علی حاجب به خاطر ارسال این مطلب زیبا . امیدواریم با مطالب ارسالی شما وبلاگی جذاب تر و پر بار تر از قبل داشته باشیم و تا اندازه ای دین خود را نسبت به خانواده یغمایی به ویژه استاد اصیل و شریف آقای کوروش یغمایی ادا کنیم . شاید این سلسله مطالب شما قدم بسیار کوچکی برای بزرگداشت این هنرمنذد ارزنده باشد .
تیم مدیرت وبلاگ
{ مدیریت : بهزاد صادقی
مدیر ادبی : زهره صادقی
مدیر هنری : رضا صادقی }



